مقالات اساتید ---> شیخ حسن کربلایی تاریخ نگار جنبش تنباکو { - }

شیخ حسن اصفهانی مشهور به شیخ کربلایی صاحب کتاب تاریخ دخانیه است. او اصالتا اهل اصفهان بود و در جوانی به سامرا هجرت کرد و در آنجا با میرزای نائینی در درس میرزای شیرازی آشنا گردید و بعدها دوستی آنها بسیار قوی و مستحکم شد و مدتها هم مباحثه بودند. شیخ حسن از فضلای حوزه سامرا در درس میرزای شیرازی به شمار می رفت، تا آن که حوزه سامرا به هم خورد، او با میرزای نائینی از سامرا به نجف آمد و در آن زمان مجتهدی برجسته بود.

جنبش تحریم تنباکو، یکی از سالم ترین و اصیل ترین جنبش های سیاسی – مذهبی قرن اخیر تاریخ ایران است. این حرکت برخاسته از روح اسلام اصیل در مبارزه بر ضد سلطه کفار و خارجی ها بوده و تحت رهبری مرجعیت شیعه، بدون حضور عناصر منورالفکر، استقلال ایران را در برهه ای خاص استوار کرده است. در این میان، یک روحانی فقیه و برجسته، با همت والای خود، تاریخ این جنبش را با دقت هر چه تمامتر ثبت کرد و این خاطره بزرگ را در دل تاریخ زنده نگاه داشت.

شیخ حسن کربلایی – در اصل اصفهانی – مولف تاریخ دخانیه، اثر منحصر به فرد در تاریخ جنبش تنباکو است. وی از شاگردان ممتاز آیت الله میرزای شیرازی و آیت الله سیداسماعیل صدر بوده است. متأسفانه اطلاعاتی که از وی و زندگیش در دسترس ما قرار دارد اندک بوده و نمی تواند تصویر روشنی از وی به دست دهد. در عین حال، همین آگاهی های اندک، به ضمیمه آنچه که خود وی در کتابش آورده، نشانی از شخصیت بزرگ علمی و دینی اوست.

بنا بر آنچه که در این آگاهی ها آمده، وی از فقها و فضلای بنام سامرا و کربلا بوده و شخصیت شناخته شده ای در دانش های حوزوی، به ویژه فقه داشته است. مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ طهرانی درباره وی می نویسد:

شیخ حسن بن علی بن محمدرضا بن محسن تستری، اصلا اصفهانی حائری و مشهور به کربلایی، عالمی جلیل و فقیه فاضل بود. او در کربلا متولد شد – و لذا به کربلایی مشهور شد – در همانجا بالید و در مدرسه "حسن خان" اقامت گزید. وی دروس مقدماتی را نزد فضلای همان شهر خواند، به گونه ای که از همگنان خویش پیشی گرفت. وی در حدود سال 1300 به سامرا هجرت کرد و مدتی دراز در درس مجدد شیرازی شرکت جست و تقریرات درس او را در فقه و اصول نگاشت. هنگامی که قصه تنباکو پیش آمد و ناصرالدین شاه امتیاز آن را به انگلیس داد، یک رساله فارسی، در نهایت زیبایی، در شرح واقعه از ابتدا تا انتها نگاشت و در سال 1310 تألیف آن را خاتمه داد. وی تا سال فوت میرزای شیرازی در سامرا ماند و در سال 1314 به کربلا برگشت و مصاحبت سیداسماعیل صدر را برگزید. پس از مدتی به نجف اشرف مشرف شد، اما اندکی بعد در آنجا مریض شد و برای معالجه به کاظمیه رفت و در همانجا در روز پنجشنبه 17 ربیع الاولی 1322 دار فانی را وداع گفته، همانجا مدفون شد.

یکی دیگر از نوشته های وی تقریرات درس استاد درباره قاعده "الناس مسلطون علی اموالهم" است که در نهایت زیبایی و با تفصیل تمام آن را نگاشته است.

وی در هدیه الرازی نیز از وی به عنوان شاگرد میرزای شیرازی یاد کرده و دیگر اساتید وی را سیدمحمد اصفهانی فشارکی و سیداسماعیل صدر دانسته است. از مضمون سخن آقا بزرگ چنین بر می آید که خود، شیخ حسن را در اواخر عمر در کربلا دیده و در آنجا، کربلایی از قول شیخ محمدتقی تنکابنی کرامتی را از ناحیه میرزا، برای طهرانی نقل کرده است. به نقل آیت الله آقا رضی شیرازی، آقا محمدکاظم شیرازی (استاد ایشان) از شاگردان شیخ حسن کربلایی بوده است.

در نسخه ای از کتاب تاریخ دخانیه که در کتابخانه آیت الله مرعشی موجود است، در صفحه نخست، ذیل نام وی با عنوان "شیخ حسن اصفهانی حائری"، از جمله اساتید وی را سیدمحمد اصفهانی و شیخ فضل الله نوری ذکر کرده است. محتمل است که برخی از دروس سطح را نزد شیخ شهید فضل الله نوری داماد مرحوم میرزاحسین نوری خوانده باشد.

سیدمحمد فشارکی، خود از مبرزترین شاگردان میرزای شیرازی بوده است، به طوری که برخی از شاگردان میرزا نظیر همین شیخ حسن، شیخ عبدالکریم حائری و نیز میرزای نائینی در درس او شرکت می کرده اند. وی به سال 1316 وفات یافته است. سیدمحمد، از کسانی بوده که نقش عمده ای در تحریض میرزا در صدور حکم تحریم تنباکو داشته است.

مرحوم دهگان، در مقدمه چاپ خود از کتاب تاریخ دخانیه – به نقل از برخی از شاگردان آخوند خراسانی – به دوستی و مصاحبت میرزای نائینی و شیخ حسن کربلایی اشاره کرده و استفاده میرزای نائینی را از جزوات شیخ حسن در درس فقه خود یادآور شده است.

مرحوم استاد سیدعبدالعزیز طباطبایی به نقل از برخی از شاگردان میرزای نائینی نقل کردند که میرزا چند دوره خارج درس فقه خود را مکاسب قرار داد. وقتی علت را پرسیدند گفت:

"مکاسب را طی دوازده سال با شیخ حسن کربلایی مباحثه کرده و تسلط کافی بر آن دارد.

آیت الله شبیری زنجانی، به نقل از مرحوم آیت الله سیدهادی خسروشاهی نقل کردند که مرحوم نائینی می گفت: من با شیخ حسن شش بار رسائیل شیخ را مباحثه کردم. سه بار او برای من تقریر کرد و سه بار من برای او. همچنین ایشان نقل کرد که شیخ حسن و مرحوم نائینی، مرحوم حاج سیداسماعیل صدر را اعلم می دانستند." وقتی مرحوم آخوند خراسانی علت را پرسید، گفتند: "ما بحث نماز مسافر را نزد او خواندیم و به این نتیجه رسیدیم. مرحوم آخوند گفته بود: "آیا یک بحث کفایت می کند؟" آیت الله شبیری افزود: "افواهی شنیدم که بعدها، از این نظر خود برگشتند."

آیت الله آقا سیدمحمد حسینی همدانی معروف به آقا نجفی، داماد میرزای نائینی درباره شیخ حسن فرمودند:

"شیخ حسن اصفهانی مشهور به شیخ کربلایی صاحب کتاب تاریخ دخانیه است. او اصالتا اهل اصفهان بود و در جوانی به سامرا هجرت کرد و در آنجا با میرزای نائینی در درس میرزای شیرازی آشنا گردید و بعدها دوستی آنها بسیار قوی و مستحکم شد و مدتها هم مباحثه بودند. شیخ حسن از فضلای حوزه سامرا در درس میرزای شیرازی به شمار می رفت، تا آن که حوزه سامرا به هم خورد، او با میرزای نائینی از سامرا به نجف آمد و در آن زمان مجتهدی برجسته بود ولی نه در حد و شرائط میرزای نائینی. شیخ حسن به توصیه میرزا نائینی کتاب تاریخ دخانیه را که تقریبا جامع ترین کتاب در این خصوص است نوشت. شیخ حسن بعدها ظاهرا در سال 1319 یا 1320 هجری در نجف در سن جوانی یعنی چهل و چند سالگی فوت کرد و به خاطر دوستی زائدالوصف او با میرزا نائینی، ایشان تکفل خانواده او را داشت. این شیخ حسن پسری داشت به نام ابوالقاسم که در خانه میرزا بزرگ شد و میرزا را پدر صدا می کرد. این ابوالقاسم بعدها مدیر شرکت چرخ خیاطی سینگر در بغداد شد و الان اطلاعی از او ندارم. با ما هم رفاقت داشت و تردد می کرد. ایشان افزود که در زمان آمدن سیدجمال الدین اسدآبادی به سامرا برای دیدن میرزا شیخ حسن اصرار داشت تا این دیدار انجام شود، اما میرزا موافقت نکرد."

علامه مجاهد سیدشرف الدین، یکی از شاگردان شیخ حسن بوده و در ضمن بر شمردن اساتید خود از وی چنین یاد می کند:

"من کتاب "الفصول" را نزد وی خواندم. ] او در سال 1320]![ در کاظمیه درگذشت. وی و نائینی همچون دو اسب تیزرو بودند و چونان دو ستاره ای که از یک چشمه برخاسته اند. جز آنکه حسن، سعه صدر بیشتری نسبت به نائینی داشت و در بحث و مناظره از وی شجاع تر بود[ شیخ حسن از چهره های برجسته فقه و استوانه های دانش اصول و از پهلوانان و شجاعان میدان بحث و تحقیق بود. او در جدال و مناظره، قول دل و در میدان آراء و افکار پرجرأت بود. سخن او فصل الخطاب و راهگشای راه درست بود. شیخ حسن به من عنایتی خاص داشت، در درس من تعمق می کرد، مرا به تحقیق و تأمل می کشاند و به من آموخت تا چگونه به حقایق دست یابم و گره های ناگشوده را باز کنم. او مرا وا می داشت تا با وی به مناقشه برخیزم و بر ضد آنچه ثابت می کند استدلال کنم و از آنچه نقدش می کند دفاع کنم. او مرا در مناظره با علما و فضلا مصمم می کرد و دید مرا برای نقد دلایل سست تیزتر می نمود و مرا به تعمق و دنبال کردن بحث با همگنانم و نیز آنان که برتر از من یا کمتری از من بودند، وا می داشت."

او افزوده است:

"برجسته گان و بزرگان دین، روزهای جمعه نزد مولانا ملا فتح الله سلطان آبادی (م 1318) جمع می شدند تا از مجلس وی بهره گیرند. آنها عبارت بودند از: سیداسماعیل صدر، میرزاحسین نوری، شیخ محمدتقی شیرازی، سیدمحمد اصفهانی، شیخ حسن علی طهرانی، سیدابراهیم خراسانی، شیخ حسن کربلایی و میرزا حسین نائینی."

سخن سیدشرف الدین در شرح بزرگی شیخ حسن و همنشینی او با این بزرگان عظمت شیخ ما را به خوبی آشکار می سازد.

شیخ محمدرضا نجفی نیز در ضمن شرح حال کوتاهی که برای خود نوشته، آورده است که به همراه شیخ حسن کربلایی، میرزای نائینی و حاج شیخ عبدالکریم حائری در درس مرحوم سیدمحمد اصفهانی فشارکی شرکت کرده و پس از درگذشتن سیدمحمد، چند نفری با یکدیگر مباحثه می کرده اند.

مجموع این اطلاعات، برجستگی شیخ حسن را نشان می دهد. هم بحثان وی همه از علمای بزرگ و فقیهان بنام عصر خویش بوده اند جز آنکه شیخ حسن عمری کوتاه داشته است. این در حالی که هر کدام از هم بحثان وی تا چند ده پس از آن در قید حیات بوده و به مانند حاج شیخ عبدالکریم مرجعیت شیعه را بدست آورده اند. تاریخ درگذشت وی به نوشته آقا بزرگ، در سال 1322 هجری قمری بوده است.

منبع : http://www.irdc.ir